السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

353

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

جايز بوده كه پوشيدن آن نعلين در آن بقعه مباركه نيز اشكالى نداشته ، اگر چه كه آن وادى مقدّس و مطهّر بوده ، ( امّا از مقام حضور در نماز بالاتر نبوده ) ، و يا نماز موسى در آن پوشش جايز نبوده كه در اين صورت بر نبى خدا واجب است حلال و حرام را بشناسد و اگر كسى بگويد : موسى علمى به آن نداشته عين كفر است . راوى مىپرسد : اى مولاى من شما مرا از تأويل آن با خبر كنيد ، فرمود : موسى در بيابان مقدّس طوى بود و عرضه داشت : خدايا من محبّت خود را خالص براى تو كردم و قلبم را از غير تو شستشو دادم ، در حالى كه محبّت شديدى نسبت به خانواده‌اش داشت ، لذا خداوند تبارك و تعالى فرمود : فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ، يعنى محبّت آنها را از قلبت بيرون كن تا محبّت تو و قلبت خالص براى من باشد و به محبّت غير اشتغال نداشته باشى . در اين خصوص بايد گفت : آراء مفسّران در اين باره متفاوت است : قول اوّل : اينكه كفش او از جنس پوست خر مرده بوده كه اين قول را بايد حمل بر تقيّه نمود . قول دوّم : اينكه از جنس گاو تذكيه شده بوده ، امّا امر به در آوردن كفش به جهت درك بركت و تقدّس آن وادى بوده است . قول سوّم : پا برهنه شدن از نشانه‌هاى تواضع و بندگى است . قول چهارم : موسى از بيم نجاسات و از ترس گزند حشرات كفش به پا داشت و خداوند با اين امر او را از طهارت موضع و امنيّت آن اطمينان داد . قول پنجم : اين امر به معناى فراغ قلب از حبّ اهل و مال بوده است . قول ششم : مراد از اين امر فراغت قلب او از ذكر هر دو جهان بوده است . و در روايت ابن سلام از پيامبر ( ص ) در بارهء علّت نامگذارى وادى مقدّس پرسش شده ، آن حضرت مىفرمايد : مقدّس بودن آن وادى به جهت تزكيه و تقديس روحها در آن مكان و ارسال ملائكه در آنجا و وقوع تكلّم خداوند با موسى ( ع ) است .